محمد مهدى ملايرى

48

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مبتدى تجاوز كند ناچار بايد از آنها اگرچه به اجمال هم باشد مطّلع گردد . و چون بخواهد در آن به تحقيق بپردازد و از علّتهائى كه باعث راه يافتن آن واژه‌ها به زبان عربى شده و عواملى كه آن را ايجاب كرده ، و همچنين از تحوّل لفظى و معنوى آن واژه‌ها در انتقال از فارسى به عربى در دوره‌هاى مختلف تاريخى آگاه گردد ، ناچار بايد اينها را در زمينهء مطالعات مشترك فارسى - عربى مورد تحقيق قرار دهد ، زيرا اگر به زبان عربى محدود ماند به نتايجى محدود خواهد رسيد . * * * و به‌همين‌گونه است مسألهء تحوّل نثر عربى در دوران اسلامى و ظهور نثر فنّى ديوانى به‌وسيلهء نويسندگان فارسىزبان عربىنويس همچون عبد الحميد دبير مروان آخرين خليفهء اموى و ابن مقفّع نويسنده و مترجم نوشته‌هاى فارسى هم‌روزگار او ، و ديگر دبيران ايرانىتبار عربىنويس در قرنهاى نخستين اسلامى . اين تحوّل و ريشه‌هاى فارسى آن مدّتى استادان سرشناس معاصر ادب عربى را ، در دورانى كه نقد و بررسى در ادبيّات قديم عربى براساس معيارهاى علمى جديد باب مىشد ، به خود مشغول داشت و در اين زمينه به بحث و بررسىهائى هم واداشت « 1 » . اين بحث و بررسىها يكى به سبب بلاغت چشم‌گيرى بود كه در آثار اين نويسندگان ايرانىتبار مىيافتند ، كه آثارشان از قديم تاكنون سرمشق نويسندگان عربى بوده ، و همهء ناقدان و مورّخان ادب هم آنها را از بلغاى طراز اوّل عرب شمرده‌اند و نوشته‌هاشان را به بلاغت و براعت ستوده‌اند ، و ديگر به سبب مطالبى بود كه از برخى از همان مورّخان و ناقدان قديم در مآخذ ادبى نقل شده دائر بر اين‌كه بلاغت اين نويسندگان فارسىدان عربىنويس و آنچه سرمشق نويسندگان عربى گرديد از شيوه‌هاى نگارش ديوانى در زبان فارسى و قواعد بلاغت در آن

--> ( 1 ) - نمونه‌هاى اين نقد و بررسيها را مىتوان در شرح‌حال اين دو نويسنده يا در تعريف نثر فنّى عربى در كتابهائى هم‌چون « رسائل البلغا » تأليف محمّد كرد على از علماى سوريه ، و « تطوّر الاساليب النشريّه » ، تأليف انيس المقدسى از استادان لبنانى ، و « من حديث الشعر و النثر » ، تأليف دكتر طه حسين ، و « النثر الفنى فى القران الرّابع » ، تأليف دكتر زكى مبارك از استادان مصرى ، يافت .